اين وبلاگ,علاوه بر مطالب كتاب بسياروزين دكترمحمدتقي زهتابي(كيريشچي)رحمته الله عليه-بنام تاريخ ديرين تركهاي ايران ,حاوی مقالاتی با موضوع تاریخ ترکان به سه زبان ترکی انگلیسی وفارسی است تاريخ ديرين تركان ايران (نويسنده اين وبلاگ، ايران رامتعلق به تمام ملل ايراني ميداند,استحاله فرهنگي تركان ايران وهرگونه نژادپرستی را كه مصاديق تروريسم فرهنگي هستندمحكوم ميكند - (علت عقب ماندگى فرهنگى و روشنفكرى ايرانيان در سده اخير اين است كه آنها را از زبانهاى ملى و مادرى خود محروم كرده اند

  
       


تاريخ ديرين تركان ايران


     

دوشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸۳

 

مقدمه ای بر مبحث ایلامیان بزبان فارسی:

ایلامیان شاخه ای از آن دسته از اقوام خویشاوند و همزبانی بودند که در حدود 5000 سال قبل از میلاد از اسیای میانه به ایران کوچ کردند. ایلامیان در جنوب غرب ایران امروزی ساکن شدند. و بعد از چندین قرن موفق به ایجاد تمدن بزرگی به نام ایلام شدند و دولت عیلام نزدیک به سه هزار سال دوام یافت.
ایلامیان تقریبا همزمان با سومری ها دولتشان را که شامل خوزستان, اطراف کوههای بختیاری,لرستان,پشتکوه و انشان یا انزان(فارس) بود تشکیل دادند.پایتختشان شوش بود و اهواز و خایدالو(خرم اباد) از شهرهای مهم شان بود(حقوق تاریخ, صفحه ٨۳, علی پاشا). ولی بعدا سرزمین تحت سلطه شان را تا نواحی مرکزی و شرقی ایران گسترش دادندַ
خود اهالی ایلام کشورشان را Haltamtu هلتمتو به معنی سرزمین خدا(ئی) می نامیدند. سومری های دشت نشین ناحیه بین النهرین, ان کشور را ایلام(Elam) یعنی کشور کوهستانی و اهالی ان را ایلامی یعنی ساکنین مناطق کوهستانی خطاب میکردند. این نامگذاری را اکدی ها از سومری ها اخذ و از طریق تمدن بابل به تورات رسید که با املای "عیلام" به اعراب و دیگر مسلمین منتقل شد.هخامنشیان مهاجر انان را Huwaja می نامیدند.( دکتر ضַ صدر,پیرامون نام تاریخی کشور"ایلام")
دولت مقتدر ایلام از ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد تا 645 ق م یعنی به مدت ۳۰۰۰سال تداوم داشت و بیشترین تاثیر را بر فرهنگ اقوام ساکن در ایران گذاشته است.
از ایلامیان کتیبه و لوحه های زیادی به جای مانده و بیش از ده هزار لوحه ایلامی در دانشگاه شیکاگو نگهداری میشود و اثاری که تا حال ترجمه شده اطلاعات زیادی راجع به سلسله های شاهی ایلام میدهند ولی اطلاعات راجع به زمان قبل از سارگون اول (2334ق م) شاه اکد کم است.
اولین سلسله سراسری ایلام "آوان" نام داشت (2550-2600ق م) و شوشتر کنونی مرکزشان بود.
سلسله "سیماش" 12 شاه داشتند و مرکز حکومتشان در شمال خوزستان و جنوب لرستان بود. اوایل حکومتشان همزمان با حاکمیت قوتتی های اذربایجان در بابل بود و تابع انها بودند و اخرین شاه این سلسله "Eparli" بود و این سلسله در سال ۱٨۶۰ق م سرنگون شدַاز حوادث مهم این دوران جنگهای طولانی با سومر-اکد که منجر به انقراض انان و تسلط درازمدت ایلامیان بر بین النهرین شدַ
سلسله "سوککال ماخ" (۱٨۰۰-۱۵۵۰ق م) : از شاهان معروف این سلسله" shirukduk" میباشد که بابل را مطیع ایلام کردַ در سال ۱٩۵٧ در شمال عراق کتیبه ای از او پیدا شد که اشاره میکند به حمله او به قوتتی هایی که بین دریاچه اورمیه و ایلک باتان(همدان) ساکن بودند ,در ان حمله shirukduk شکست خورده و به شوش برگشته و بعد از مدتی میمیردַ بعد از او برادرش" شیموت-وارتاش" شاه ایلام شدַ
دوره میانه پادشاهی ایلام( ۱۴۵۰-۱۱۰۰ ق م) دوران زرین ایلام بود. ولی در قرن های ۱۱-٩ ق م به علت کشمکشهای داخلی ایلام فاقد دولت مرکزی بود و همه ایالتها کاملا مستقل بودندַ
دوران جدید دولت ایلام (٧۴۵-۶۴۵ق م ) از حساسترین دوران در تاریخ دولت ایلام بود,در این دوره کیاکسار شاه ماد همراه با بابل بر علیه آشور میجنگیدند و ایلامیان از این فرصت استفاده کرده دولت خود را تقویت کردند
در این دوران "تیگلات پیلسر" شاه آشور توانست لولوبی ها و هوری ها را مطیع خود ساخته و مستقیما با ایلام همسایه شودַ سارگون دوم در سال ٧۲۲ق م به ایلام حمله کرد ولی شکست خوردַ آشور بنی پال در سال ۶۴۵ به ایلام حمله کرده و " خوم بان کالداش" اخرین شاه ایلام را دستگیر کرد و دولت مرکزی ایلام را منقرض کردند ولی دولت های محلی به عمر خود ادامه دادند و شکست نهایی ایلام با حمله هخامنشیان در سال ۵۴۵ق م انجام گرفتַ
ایلامیان بعد از این شکست دیگر فرصت باز سازی دولت مرکزی خود را نیافتند و بعد از انقراض ماد توسط هخامشیان٬ پارس ها بتدریج اراضی ایلام را ضمیمه امپراطوری تازه تشکیل شده خود کردند و دولت های محلی ایلام تابع انها شدندַ
ایلامیان برای تشکیل دولت مستقل خود حتی در زمان هخامنشیان بارها قیام کردند ولی دیگر موفق نشدنددولت پایداری را ایجاد کنند . داریوش در سال اول حکوتش سه بار برای جنگ با سه نفر از استقلال طلبان ایلام به انجا لشکر کشی کرد و هر سه قیام را با خشونت زیاد سرکوب کرد.داریوش  شهرشوش را گرفته و به پایتختی تبدیل کرد و بدین ترتیب حکومت ایلام توسط هخامنشیان از بین رفت ولی ایلامیان مثل یک ملت تا قرن ها به حیات خود ادامه داد. در زمان اشکانیان ٬ ایلامیان حق ضرب سکه خود را داشتند و بارها در زمان اشکانیان برای استقلال خود قیام کردند.

از آنجا که به هیچ وجه حمله آشوریها و حتی حمله هخامنشیان را پایان کار ایلام نمیدانیم٬ بخش مهمی از کتاب را به بررسی تاریخ ایلام در دوره سلوکی ٬ اشکانی و ساسانی اختصاص داده ایم و امیدواریم خواننده مجاب شود که حمله آشور بنی پال و ظهور هخامنشیان پایان کار ایلام نیست که حتی در دوره اشکانی برای استقلال خود می جنگیده اند.( د.ت.پوتس٬ باستان شناسی ایلام٬ مقدمه٬ص۲ ٬ از انتشارات دانشگاه کمبریج٬سال ۱۹۹۹) 
ایلامیان بر عکس سومریان بعد از انقراض حاکمیتشان در طول عصر های زیادی به زندگی در وطن خود ادامه داده و زبان و تمدن خود را زنده نگه داشتندַزبان ایلامی که به علت شباهت اش با زبان دیگر اقوام (قوتتی ه,کاسسی ها,ַַַ) از زمان Puzur inshushinak پوزور این شوشیناک (۲۲۰۰ ق.م.)زبان مشترک و اداری سراسر ایران بود توانست موقعیت ممتاز خود را تا اوایل ساسانیان حفظ کندַبا ترجمه تعدادی از لوحه های ایلامی نگهداری شده در شیکاگو بطور قطعی ثابت شده است که زبان ایلامی یک زبان التصاقی میباشد و لغات زیادی در ان با ترکی آذری امروزی شبیه یا عین هم هستندַ آکادئمک "مار" ثابت کرد که زبان ماد و ماننا نیز همان زبان ایلامی بودַ
زبان ایلامی تا قرن ها بعد از سقوط ایلام اهمیت خود را حفظ کرد , داریوش هخامنشی آن را زبان رسمی و اداری امپراطوری کرد و همه ۳۰ هزار لوحه پیدا شده در تخت جمشید به زبان ایلامی هستند(هنوز هم ترجمه نشده اند)ַ اکادمئک"مار" ثابت کرده است که زبان رسمی و اداری ماد هم ایلامی بود(تاریخ و تمدن ایلام, ص۵), این موضوع بعدا در بخش مربوط به ماد ها شرح داده خواهد شدַ
ایلامیان در زمان هخامنشیان, سلوکیان, اشکانیان و ساسانیان زبان خود را نگه داشتند و حتی در دوره بعد از اسلام نیز زبان ایلامی به حیات خود ادامه داد واز طرف تاریخنویسان اسلامی "خوزی" نامیده شد ,برای مثال اصطخری در کتاب"مسالک الممالک" به ان اشاره میکند و تاریخدانان امروزی مثلا دکتر سید محمدعلی سجادی وַַزبان خوزی را همان زبا ن ایلامی میدانندַ این زبان حالا هم در شوش و مناطق عراقی نزدیک به شوش , از جمله شهر "مندلی" و هم چنین در شهر "سنقر" لرستان و اطراف ان و بعضی جاهای دیگر زنده است و زبان عادی و روزمره اهالی میباشد و خودش هم به زبان ترکی اذری امروزی خیلی نزدیک است, انان خودشان را اشکانی مینامند(تاریخ دیرین ترکان ایران,جلد۱, پروفسور ذهتابی)
" دمورگان" که سالها در خرابه های شوش کاوشگری کرده بود مینویسد که ایالت فارس حتی بعد از به قدرت رسیدن هخامنشیان شدیدا تحت نفوذ فرهنگ و زبان ایلامی بود و پارس ها دولت و فرهنگ خود را بر آنچه که از ایلامیان یاد گرفته بودند بنا نهادندַ
"مַ دیاکونوف" محقق روسیمینویسد: در ایالت فارس چندین کتیبه ایلامی از اوایل حکومت هخامنشیان وجود دارد که حضور بالای ایلامیان در آنجا را حتی در زمان داریوش دوم نشان میدهدַ و این مسئله از انجا دیده میشود که" مارتیا " که خود را پادشاه ایلام مینامد در ایالت فارس زندگی میکرد و در دفترخانه "استخر" حاکمیت کامل زبان ایلامی نشانه بیسوادی مامورین و دولتمردان پارس میباشد و نه اینکه تصور کنیم که ان زبان فقط رایج در بین اهالی بودַ (تاریخ ماد صفحه ۵٨۰-۵٨۱)
چونکه هخامنشیان کوچ نشین از خود تمدنی نداشتند و حاکمیت را با زور شمشیر و خشونت و بیرحمی خاص خودشان بدست آورده بودند امپراتوری خود را بر پایه تمدن ایلام بنا کردند و به وسیله آنان تمدن ایلامی در دنیا توسعه یافتַ در آن زمان دعوای تمدن و فرهنگ قومی در ایران وجود نداشت و این عارضه از زمان ساسانیان توسط اردشیر بابکان شروع شد( از بین بردن آثار ترکان ماد و اشکانی توسط ساسانیان) و بعدا این کار زشت توسط رژیم پهلوی که خود را وارث انها معرفی میکرد ادامه یافت( خیلی از آثار باستانی اذربایجان را در این دوره از بین بردند)ַ
تمدن واحد سنتی ایران تا زمان انقلاب مشروطیت تقریبا همان تمدن ایلامی بود که برای اولین بار با ورود اسلام تغییراتی در ان ایجادشده بود و بار دوم قازان خان سلطان معروف و کاردان ایلخانی با اصلاحات اجتماعی عظیم خود تغیراتی را در سیستم اجتماعی ایران داد و بعد ها هم در زمان مشروطیت و هم با انقلاب سفید تغیراتی در آن شد ولی رویهمرفته ساختار اجتماعی امروزی ایران همان ساختار ایلامی و تمدن ایرانی مساوی است با تمدن ایلامی و تمدنی به اسم تمدن آریایی وجود خارجی نداشته و نظریه پوچ و بی اساسی است که از طرف استمارگران غربی برای رسیدن به اهداف استمارگرانه شان در اواخر قرن نوزدهم به میان کشیده شد و حالا خود انها خیلی وقت پیش به دغل بازی خود اعتراف کرده و موهومی بودن ان نظریه را تایید نموده و حالا حتی نظریه زبان هندو اروپایی در محافل علمی طرد شده و احتمال خویشاوندی بین زبانهای اروپایی و هندوایرانی را کلا رد میکنندַ
دین ایلامیان بت پرستی بود و عقیده به ارواح مختلف, شامان ها, در بین انان رایج بودַاسم خدای بزرگ ایلام "شوشیناک"بود و هر شهری خدای خود را داشت و مجسمه خدایان در عبادتگاه های شهرها گذاشته شده بود ַ مراسم دینی ایلام شبیه مراسم دینی سومر و بابل بود (تاریخ ماد, م دیاکونوف ص ۵٨٩).
در سیستم اجتماعی ایلام نیز مثل سومریان و دیگر خلق های التصاقی زبان زن از حقوق اجتماعی خیلی بالایی برخوردار بود و در کارهای دولتی و سرپرستی اماکن مذهبی زنان حضور گسترده ای داشتند و ستم جنسی بر علیه زنان از خصوصیات اجتماعی قبایل تات( قبایلی از اواخر قرن ۱۹ به غلط با اسم اریایی خطاب میشوند) بود و آنها زن را یک انسان حساب نمیکردند و او را مثل یک جنس خرید و فروش میکردند( هنوز هم در بین کردها, تاجیکها و بعضی دیگر از قبایل تات دختر را در مقابل پولی به مرد خواستگار میفروشند) با به حاکمیت رسیدن هخامنشیان به تدریج زنان از فعالیت های اجتماعی کنار زده شدند و تمام حقوق اجتماعی خود را از دست دادند. وضع اسفناکی را که هخامنشیان به زنان تحمیل کرده بودند٬ در زمان ساسانیان بدتر شد ولی با آمدن دین مبین اسلام وضعیت زنان کمی بهتر شد٬ اما هیچوقت به زمان قبل از آمدن تات ها بر نگشتַ(زن در سیستم حقوقی ساسانیان,k.Bartlemen , ترجمه دکتر نַ صاحب الزمان) .
مجسمه سنگی"ناپیر اسو" ملکه ایلام از ۱۵۲۰ ق م قدیمیترین مجسمه زن پیدا شده در دنیاست, این مجسمه که سرش کنده شده ۱٨۰۰کیلو وزن دارد و نمونه هنر و ظریف کاری آنها است ومجسمه های یونانی و رومی که صدها سال بعد از آن درست کرده شده اند از لحاظ هنری در سطح خیلی پایین تری قرار دارندַلباس های تن این ملکه شبیه لباس های زنان اذری میباشدַ
هر کسی که با زبان ترکی اشنایی دارد با نگاهی به اسامی شاهان ایلام تشابهات آنها را با اسامی ترکی امروزی میبیندַمثال:اسامی تعدادی از شاهان ایلام: شیموت-وارتاش shimut-vartash , تن دن- اولی tan dan-uli, اونتاش قال untash-gal, لیلا-ایرتاشlila-ir-tash, هومبان هال تاشhumban-haltashو غیرهַ در آخر اکثر اسامی ایلامی پسوند های"تاش","آش" و"لی" وجود دارد که در زبان همه اقوام التصاقی زبان ساکن اطراف کوههای زاگرس(قوتتی,لولوبی,هوری,گیلزان,ماننا,ماد,ַַַ) نیز صرف میشد و هنوز هم در بین اکثر اهالی همین سرزمین ها رایج است و برای مثال پسوند " تاش" بصورت "داش" در ترکی آذری استفاده میشود:یولداش, قارداش,تیمورتاش و غیره. 
ایلامیان نیز همچون سومریان موفق به افریدن یکی از تمدنهای عالی بشری شدند و در طول تمام دوره تقریبا ۳۰۰۰ ساله حکومتشان "دمکراسی ابتدایی و سنتی" خاص اقوام ترک را حفظ کردند که بعدا مادها, اشکانیان,سلجوقیان و دیگر سلسله های ترک آن روش را ادامه دادند(ایالات و ولایات نوعی استقلال داخلی داشتن و به فرهنگ و دین دیگران احترام میگذاشتند), این خصوصیت از اخلاق طبیعی ترکان قدیم به حساب می آید و در نتیجه همین روحیه آزاد ملی ایلامیان توانستند نزدیک به سه هزار سال حکومت کنند و در مقابل اقوام سامی و غیره ایستاده و اغلب غالب ایندַسیتم حکومتی فدرالی اولین بار در تاریخ در ایلام شکل گرفتַ
به مرور زمان تمدن درخشان ایلام هر چه بیشتر اشکارتر میشود و شوینیست های فارس و حامیان اریاپرست شان( استمارگران غربی که تاریخ ایران را به نفع قوم موهوم آریا شدیدا تحریف کرده اند) که تا دیروز ٬یا وجود آنها را کلا انکار میکردند و یا آنها را وحشی و غیر ایرانی مینامیدند٬ حالا با بیشرمی میخواهند به آنها لباس اریایی ( بخوان لباس وحشیت) بپوشانند , برای مثال "یوسف مجید زاده" در کتاب "تاریخ و تمدن ایلام" مینویسد:منطقی ترین فرضیه این است که ایلامیان به عنوان پروتولر زبانشان با ورود به دوران ماد به زبان ایرانی مبدل شد.( این پان فارس همان به اصطلاح تاریخ دانی هست که اخیرا در مصاحبه ای با روزنامه همشهری ادعا های دروغین پان فارس ها را در مورد کتابسوزی مسلمین در ایران را پس گرفته و اعتراف کرد که آریایی ها تا قرن ۹ میلادی هیچوقت هیچ نوشتاری از خود نداشتند و اولین بار در اواخر قرن ۹ میلادی با کمک گیری از زبان عربی زبان فارسی قدرت نوشتاری پیدا کرد) ( همشهری، ۶ مهر ۱۳۸۲)., اینها ٨۰ ساله که مشغول تحریف تاریخ ایران به نفع قوم موهوم آریا هستند و هنوز هم با سماجت به این کار غیر انسانی و ضدفرهنگی شان ادامه میدهندַ

محمدرضا Copyright ©  azerbaijan43.persianblog.ir 

آذربایجانلی



یکشنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸۳

 

SUMERIAN - TURKISH COMPARISON LIST
(WITH 200 CONCEPT GROUP ENGLISH WORDS)
by
Polat Kaya
Copyright © 1997, Ottawa, Ontario, Canada

INTRODUCTION

Ever since the Sumerian language became known for the world of the linguists, there have been claimes and counter claimes to the view that the Sumerian and Turkish languages are related. While some groups vehemently deny the linguistic affinity between the two languages, others gingerly but nevertheless positively admit the affinity of these two languages.

In the following list, a set of 200 English words, numbered from 1 to 200 and alternatively known as "200 concept group Hymes List", and their correspondences in Sumerian and Turkish are given. Under each selection in English, other concepts related to the selected word's meaning are also entered. Thus in the first two colums, we have the English and Sumerian entries and in the third colum, Turkish entries are provided.

The purpose of this study is to bring to attention those Sumerian and Turkish words which correspond to each other and/or seemingly related to each other in form and in meaning and at the same time to see if Turkish can pass a given test in order to prove its kinship to the Sumerian. From the listed words given below, there seems to be ample evidence that the Turkish, as members of Altaic languages, have come from a root that also included the Sumerian language. In view of the fact that the Sumerian and Turkish have been separated from each other or from a parent language, that is if they had a common parent in the past, for at least five thousand years, it is surprising to see that there still are many words which correspond to each other in both languages.

It is hoped that other workers in this field will contribute to this list to improve its level of accuracy such that it will make the Sumerian-Turkish relationship an unquestionably recognized one.

At this point I would like to acknowledge, with special thanks, the contribution of Fred Hamori who provided the 200 word concept group Hymes List.

The Sumerian being an ancient and dead language, its present day reading has been done through the intermediary of Akkadian and other Semitic languages. Since language is the most important part of any culture, those who did not live the Sumerian culture that created the Sumerian language would not be able to define exact meanings of Sumerian words no matter how efficient readers they may be of the Sumerian cuneiform writing system. Therefore some degree of inexactness is expected in the definition and meaning of each Sumerian word. However, since the list given below is based on the works of some of the eminent scholars of the field, it can be viewed as up to date.

As for the Turkic correspondences of the Sumerian words given in the list below, I have tried to find Turkish correspondences from archaic as well as the living Turkic languages.

According to Dell Hymes, [Dell Hymes, "Lexikostatistics so far", Current Antropology, pages 30-31 University of Chicago, 1960], we have the following mathematical relationship between languages that have the same root but separated from each other in the past:

t = log c: log r where t is the time of separation, c is the remaining root words, r is the ratio of remaining words to original. (86 words left after 1,000 years based on tests)

If t = 1,000 years, Nt/No = r**(1/1000) = c where Nt is the total root words remaining after time separation t and No is the number of root words from the root language in the list (time zero)

t/1000 * log r = log c

t/1000 = log c/ log r where logr = log 0.86

if t = 5000 years then 5000/1000 = 5 ; 5 = log c / log r ; 5 * log r = log c or 5 * log 0.86 = log c;

log c= 5* ( 0.93450 -1 ) = (4.67250 - 5); alog c = c = alog(0.67250 -1) = 4.704/10 = .4704

or 47% of the remaining words.

Thus, a language that has 47% of the root words of the following Sumerian list can be a direct descendant of that language acording to Hymes.


(In the list below following lettering is used in Turkish words: s^=sh; ü; ö; î; g~= yumus^ak g)

ENGLISH - SUMERIAN - TURKISH 200-WORDS COMPARISON LIST

ENGLISH SUMERIAN TURKISH
1 ALL

all

--

as, like, which

all sorts of things

equal, likeness

totality

--

--

kis^

a.na me.a.bi

àm

em-nam

man

imin

--

bütün, hep, her kes, heme, hamî, tam

her kes, barca, kamag [ODes: 613, 661], [AVG, 76]

hamî (her kes) = everyone, all

kimi = like

her s^ey =every thing

ta-mam

hamî, tüm, tamam = all, totality kamag [AVG, 76] = all,

totality

2 AND

and

--

u3

u, (dahi, taki [ODes: 667])

u (ve [MuEr, 18, 19]) = and (1)

3 ANIMAL

animal

--

--

animal

animal

--

animal

--

mas^ 2 s>l

mas^

mus^

a2-lal 2/DSL334

álad /DSL297,3

--

álad /DSL297,3 d>k

mal, hayvan

mal

mal-ak, balak = young of a water buffalo [TDK]

m>k kus^ = bird

lal = konus^amayan, dilsiz, hayvan

mal-ak, balak= young (up to one year old) of animals like

cow, buffalo; bala = young child

balak (balik [AVG, 266]) = fish

4 ASHES

dust, sand, mud

dry up

ashes, smoke?

ashes

--

sahar -h->-m-

s^a

ubilla 2

kül, toz

çamur = mud; toz =dust; kum = sand

s^o-rak, ço-rak tarla = dried up field

kül = ash; bulut = cloud

--

5 AT

at/of

at/of

locative infix

to lie with, be with

at a time, when

--

--

--

-a

-a

-ni-

ná n>l

ud, u

ud, u

ud, u

-de, -da, -e, -a

-de, -da, -e, -a locative suffix

-in, -în, -un, -ün = genetive suffix (as in ata-n-în=father's)

-de, -da =locative suffix meaning at.

-le, -la = suffix for togethernes.

öd = time [ODes: 466,467], [ONT: 12]

öd-en = this year, [ODes: 466,467], [ONT: 12]

öd-le (öyle, gün ortasi [IBML, 56] = noon

6 BACK

back

give birth

dark, afraid

nakedness

--

back

back, spine

--

eg~er

mud

mud

mug 2

--

has^ 4

ed-in

geri, arka, bel

geri =back; eg~er = saddle

dogur-mak

kara; korku

çem, çim (soyunma, yikanma, yuzme [IZEy, 139]) = naked,

bathing, undressing; çem-re-mek = to undress

arka

bel, bel kemigi

7 BAD

bad

--

--

hul

gig g>t

kötü, fena [fana]

öl = die; ölüm = diying

kötü

8 BARK

peel, pare, shell

--

--

--

skin

skin

--

bar b>t

bar b>s

--

bar

kus

kus

kabuk, kavuk

ter (kabuk, ince kabuk [IZEy, 655]) = shell; bark of a tree

sar- = to envelope, to wrap;

sar-gî= bandage; sar-î k= wrapped around, turban;

börk (kalpak) = leather hat

kas (kabuk, deri, tulum [IZEy, 381]

kîs^î r = bark, peel, crust, rind [RDH1]

9 BECAUSE

because, expose

by, through,

because of

because

--

bar

de

de

mu

çün, çünkü

çün, çünkü

--

--

--

10 BELLY

heart, womb

blood, vessel

suck

--

mb s^a3.g s>b

su

sub

karîn/garin

bag~-îr, ürek, yürek = heart;

su = water, river, rivulet ; damar

suv = water

11 BIG

big

big, great

--

--

--

mould, hill

big, high, large

--

gal

kur, gur

kur, gur

--

kur, gur

kur, gur

mah

büyük, ulu [ulug], bedük [AVG, 267]

gala (ulu, kala, kale) = big wall, fortress;

kur-ul-tay = summit (big) meeting; ulu = big, great

kur-mak = to establish an organization, to set up, to

organize

kur = row, file, tier, course of masonry [RDH1]

kur-gan, tepe (töpü [MuEr, 134]) = mould, hill.

--

12 BIRD

bird

--

mus^en m>k

kus^

kus^ = bird

13 BITE

bite

--

har (chew) h>s

dis^le, isir

isir, ez, çig~ne

14 BLACK

black

--

--

g~i 6-g, ku10.g

g~i 6-g, ku10.g

kara

kara

gök, kök = dark blue, sky; gök/kök = night

15 BLOOD

blood

blood; carnivoure

--

mud

uri

kan, (soy, sop, bir soydan gelen, [IZEy, 370])

kan

yür-ek/ür-ek =heart; böri, kurt =wolf (carnivoure)

16 TO BLOW

to blow

--

--

--

blow, kindl

.burn, roast

blow, shine,

blister

--

bug~ g>v

--

--

--

bul 4, bu 5

bil

bun 2, bu 7

--

üflemek, püvlemek [UYAT, 200]

puv-di-gen (üfleyen [UYAT, 200] = one who blows

puv-/üfle- = to blow; ür-mek (s^is^irmek, üflemek

[AVG, 306])

bug~u = vapour, misty air that comes out when blowing.

yakmak, tutus^turmak, üflemek

pis^irmek = to cook

--

--

17 BONE

bone

skull bone,

skeleton, corpse

side, rib

tooth, teeth, ivory

bone, knee, joint

--

--

--

g~ir3.pad.du

ugu

e ad 3,6, adda 2

ti

kak

--

--

kemik, süngük [IZEy, 615]

geri = back; ka-bur-ga = rib;

bas^ tasi = skull; tepe = top of head;

adam (ölü); ata = ancestor

ka-bur-ga = rib;

ez = crush; dis^ = tooth

kemik = bone; diz= knee; ek = joint.

keg-r-ek/geg-r- ek (Yumus^ak kemik, kîk-îr-dak

[IZEy, 273]) = lower rib [RDH1]

X1 BREAST

breast. chest

--

breast (female)

--

gaba

--

ubur

meme

gaba-k (ön, kîz-lîk, bekaret [HNO, 832]) = front; virginity

koyun (kucak) = bosom, breast, chest [RDH1,677]

übür = breast (Tunguz, Mongol [FH])

18 TO BREATHE

breath,

breath, wind

--

--

zi

lil l>y

lil l>y

nefes almak, soluk almak

so-luk, nefes

yil , yel = wind, air

yel-ek = wind maker; wing feathers, quill

19 TO BURN

to burn, roast

--

burn,burning

--

fever, burn

--

--

--

fever, burn

--

bil

--

gi-bil

ma5

tab

--

--

--

tab b>v

yan-mak / yak-mak

îl-ît-mak (îlî-, îlîn-, îlîk ol-, îsîn- [IZEy, 331] = to heat to

a warm state.

bil-gän (proto Altaic [FH]) = warm hot.

sî -cak, kî z-gî n

tav-la-mak (demiri dövülebilmesi icin belirli bir dereceye

kadar kîzdîrmak, îsîtmak, yakmak) = to heat iron (or other

material also) to proper degree so that it can be shaped by

beating. (Turkish proverb: "demir tavinda dövülür")

tav-lî (sîcak, îsî) = heat, heated

20 CHILD

child

--

child

baby, small

donkey foal

small, young

small, child

young animals

--

child, son

child, son

--

offspring, sprout

--

dumu

--

banda2/3 -nd->-l-

didi d>b

dur r>g

har h>k

tur t>k

mas^ s^>l

mas^ m>b

pes^

pes^

--

isim 2,3

cocuk, bala, yavru, bebek, (civciv, dana, kuzu)

damiz-lik (döl, tohum) = young animal kept for

breeding, seed (a child is exactly this)

bala = young child

bebe = baby

ko-dug~, sipa

kör-pe = young

kör-pe = young; bala = small child

mal-ak, bal-ak = young animal, cub, buffalo calf [RDH1]

bala (kus^ ve hayvan yavrusu [IZEy, 149])

piç = bastard child

pes^e (pas^a = ilk dogan erkek çocug~un takma adî

[IZEy, 76]) = nick name of first child (son) among Turks.

--

X2 CLAW, NAIL

scribe ?

Write

--

scratch, incise

cross plow

--

umbisañ

sar

--

hur h>s

gib g>

tirnak, cirnak

bitikci [AVG, 269] = writer, scriber

sür ([IZEy, 616])= scribe, plow, drive

yad, yaz, yay y>z>d [IZEy, 742] = write

sür = plow a field; drive

çiz-mek = to scratch

21 CLOUD

cloud

eclipsed, darkened

--

soak, cloud

to pass over

mistiness

--

du-gud

gid-im6

--

lum m>t

bàra

pir r>s

bulut, duman, sis, pus, buhar

du-man, bu-har, bulut

bulanmak (sislenmek,bulutlanmak [IZEy,106]) = to become misty,

to become cloudy, to become non-transparent

bu-lut (bulit [AVG, 270] = cloud

--

pus = mist

X3 CLOTHING

clothing

clothing

--

--

--

--

to dress

ornament

to dress

to spin

--

excellent, valuable

remove, cast off

linen,

undergarment

cloth crown?

--

thing

leather dresser

type of weaver

vestments (gods

& rulers)

--

tug2

tug2

tug2

tug

tug

--

ál

ul

mur, mu-

sur 8 s>b

sur 8

kala

s^ub -b>-m

gadda

gadda

kendu

--

nig

as-gab g>p

húb

pala

--

giysi, elbise, takî, s^al, aba, aspap, paltar

tok-u/dok-u = woven objects

tok-u-mak/dok-u-mak = to weave textile

tak-in-mak = to wear jewelry

tu-man = long wide drawers or trousers;

tug~ = horse-hair pennant, horsetail attached to a helmet or

flag-staff [RDH1].

al-lar giymek = to put on red or colorful dresses, decorate oneself

al = ornament, colorfull attachement

ör-tün-mek = to dress, to cover oneself

bur-mak = to twist, to spin

sar-mak = to wrap around

Kal-ak = woman's ornamented headgear [RDH1, 584]

çem-re; (çemrek [IZEy, 139]) = naked

keten (kettan [RDH1, 646]) = flax fiber, linen cloth;

keten (kettan [RDH1, 646]) = flax fiber, linen cloth;

kendir = rope made of hemp plant; kendir bezi = hempen cloth

[RDH1, 638]

s^ey, nes-ne

as-pap = clothing

aba =type of rough cloth, cloak

pal-tar = cübbe; pal-a = long quilted saddle-cloth [RDH2]

--

22 COLD

cold

cold

--

s^ed 7/10/11

s^ed 7/10/11

sog~-uk, üs^ü-müs^, (öl-müs^)

üs^ü-müs^, sog~-uk, üs^ü = cold

sazak (sog~-uk esen yel, poyraz, sert yel, [IZEy, 589]) = cold wind;

23 TO COME

to come

walk, go

--

lead away

--

g~en. -n>-l

du,

(e).re7.er, su8.b]

ir10

gel/kel

gel

gel, git

yü-rü-yür = he walks

yü-rü-yüs^ = walk, travel

X4 TO COOK

to boil

--

s^eg~6

pis^irmek, kaynatmak, îs-ît-mak

î-sîg~/îsît = heat; îsît-mak = to heat

24 TO COUNT

count, calculate

one

equate, compare

--

s^id d>y

za

saymak

say; sayi = number; es^it = equal, same

sa-yî = number

es^it = equal, same

25 TO CUT

separate,

cut off

breach a dike

snip, cut, trim

reap, harvest, shear

to cut, break

--

--

kud, ku 5

kud, ku 5 d>s

kud, ku 5

guru 5

ur 4

tar

tar t>h

kesmek, üzmek, koparmak

ko-p-ar = separate, break off; hud-ut = border,

kes = cut of

ged-ik, kîr-îk, yar-îk = breach, opening

kîr = snip; kes = cut, trim

or-ak = sickle; har-man = harvest

ta-ra-mak = to comb, mow down;

har-man = harvest

X5 TO DANCE

to dance

--

e.ne..dug4 [?]

oynamak

oyna = dance; oyna-dîk = we danced

26 DAY

day, sun, time

--

--

--

--

break of the day,

shine

--

ud, u 4

--

--

--

--

bar 6,7

bar 6,7 b>p

kün, gün (kin, kan)

üt/ot/od (ates^ [IZEy, 703]) = fire;

üt-mek/üt-i-mek (yakmak [IZEy, 703]) = to burn

öd (zaman [HNO, 825]) = time

öd-le/öy-le = noon time

kün, gün = sun, day

gün a-g~ar-masî = day break

par-la-mak

27 TO DIE

blood, die, dead

--

die, dead

--

die, kill

die, kill

destroyed, bent

netherworld

die, destroy, bent

--

--

us^2

us^2

us^2

--

ug 5,7,8

hul

gil l>r

hil-ib

gúr

--

ölmek

u-yu = sleep;

es-ki = old, broken, used up.

us-lu (sakin, sessiz) = unmoving, voiceless;

us-lu dur = don't make any move or noise

u (uyku [HNO, 873]) = sleep

öl= die; öl-dür = kill

kîr-îk = broken, destroyed; eg~-ri = bent

obir dünye, yer altî

kîr = break, destroy, kill;

kîr-gîn = desease

28 TO DIG

dig up, quarry

--

quarry

quarry

dig, scrape

plough land

clay pit, pit

field (cultivated)

--

ba.al

bal b>s

bal b>s

bal

dun, du 24

si

isi

as^-ag

kaz-mak, es^-mek, böl-mek

böl = divide or break into pieces

sal (büyük kaya) = big stone; rock

tas^ ocag~î = quarry

bal-ta = hatchet, ax (a tool perhaps also used in quarry)

--

çiz = scratch; es^ = to dig

--

es^-eg (es^ilmis^ yer), tarla; as^ = food

29 DIRTY

to be dirty

to clean wool

clay, mud

wastes, animal pen

--

--

lump of clay

--

pil -l>-s

pes^ 5,6

imi, em

kis-im 2,3,5

--

--

gir-in

kirli, pis

pis olmak

pis = dirty

ça-mur = mud

pîs^-kî/fus^-ku, pis-lik;

kes-ek (ker-me, kesilerek kurutulmus^ koyun

dîs^kîsî, tezek) = sheep waste (14).

kir = dirt;

30 DOG

dog, carnivour

dog, carnivour

dog, carnivour

dog, carnivour

guard

blood

fox

barking (dog)

--

ur

ur

ur

ur r>l

ur

ur

ka 5 a

gu g>l

it, köpek, kurt, böri, barak

kurt, böri = wolf; it = dog r>t?;

ürü-mek = barking of a dog;

ur-la-mak (hirlamak) = to growl

ulu-mak = howling of a dog;

koru-mak (one way of guarding is with a dog);

ür-ek (yürek) = heart;

kan-gal, ka-ra-bas^ = Anatolian sheep dogs;

ulu-mak = howling of a dog; ürü-mek = barking of a dog.

31 TO DRINK

to drink, to irrigate

irrigate

thirst, drink beer

--

nag~, na 8

in-gar

imma m>ç

içmek, emmek, sormak

iç-mek; su-la-mak = to irrigate

su-la = irrigate

içme = mineral waters; emik = suckle

32 DRY

dried fish, dried

dry up

dry up

dry up, misty

--

had

s^a

lah, ah

bir

kuru, karak (kurak) [ODes]

kuru-mus^ = dried up

îsî = heat

ku-rak

kuru-mus^ = dried up

33DULL

to soften

--

ten

kör, kesmez, sîkîcî

yumu-s^at-mak

34 DUST

earth, dust, sand, mud

dust

arrid, dry land

--

sahar -h->-m-

ukum

par-im p>ç

toz, kum, toprak, çamur

yer = earth; ça-mur = mud; toz = dust

kum = sand

çor-ak = arid, barren

35 EAR

ear

--

--

hear

hear, understand

--

g~es^ tug 2

tug 2

--

g~es^

g~es-tu

kulak

es^it =hear;

tuy/duy (duyma, sezme, kavrama, anlama, is^itme [IZEy, 207])

= feeling, intuition, hearing, understanding

es^it =hear;

es^it (anla);

36 EARTH

earth, place, where

--

--

clay, wetland

swamp

earth, dust

earth (bur=dust, dirt)

--

ki

--

--

im

um-un 5,6,11

sahar

s^u-bur

dünye, yer, kara, toprak

yer, kara, toprak;

köt-ki ( tepe, daglik yer, toprak yigini [IZEy, 441]) = hill,

mountainous place, pile of dirt.

ça-mur, balçik

bat-ak, çum-luk

--

--

37 EAT

eat

--

feed, nurse

to take in

feast

festival, feast

--

gu7

--

ku 4

ùnu

ez-en

ye, yut

yut = swallow;

gut = gulping sound that one makes as one swallows food.

em-dir

ka-pu = gate; kap-mak = to snatch

ün = voice, noise; s^en-lik (bayram) = feast

es-en = health and happiness

38 EGG

egg

--

--

nunuz

--

yumurta, tohum, döl

yumur-ta (töl, döl, to-hum) = egg

yumur (yuvarlak) = round

X6 EIGHT

eight

--

ussu [us-sa-am]

sekiz

se-kiz = 8

39 EYE

eye, see

face, front

see through

--

igi

igi

sim

göz, köz

göz = eye; gör-mek = to see; kör = blind

yüz (g>y) = face; öng/ön = front;

cam = glass

40 TO FALL

fall

fall, cast down

evening (setting sun)

--

s^ub

sus 2, su 2,3

us-an

düs^mek, yîkîlmak, çökmek

düs^mek

sus-turul-mak = silented, fallen

ak-s^am = evening

41 FAR

far

long, distant

long, distant, remote

distance

to go

to go

far

--

bad.r

gid

sud 4, su

us

ma3

ul.li 2

ri

uzak

uzak

uz-un = long; git = go

uz-un = long; uz-ak = far, distant, remote

uz-ak-lîk

--

--

-ri, -ru = directional suffix

42 FAT, GREASE

fat, grease

--

i3, ia

yag~

yag~ = oil, fat

43 FATHER

father

--

--

father, elder

--

--

a.a, ad.da d>t

--

--

abba b>p

--

ata, apa, baba, dede

ata =father; dede = grandfather

atam = my father, my ancestors

adam (insan) = human

apa =father, old man;

baba = father, old man

44 TO FEAR

terrify, tremble

--

frightened, nervous

fear ?

enemy, tremble

--

hu.luh

--

bu.luh

ni, ni2 (fear)

ur

korkmak, dehs^et duymak, kuruntu yapmak, titremek

bayîl-mak = to faint; korkut-mak = to terrify;

titre-mek = to tremble

bayil-mis^ = fainted

--

er = man, soldier

45 FEATHER

feather

--

pa[.mus^en]

kus^ tüyü, telek, yelek

kus^ tüyü = down feathers

46 FEW

to be few, etc

empty, destitute

low, small, weak

--

narrow

--

la2

sud, su

sig

--

sig 9, si

az

al (çîkar) = take away

-siz, -suz = suffix for emptiness

sîkî (küçük ) = tight; küçük = small; za-yîf = weak;

-cik, -cîk = diminitive suffix

sîkî = tight

END OF PART 1 OF 5

آذربایجانلی



یکشنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸۳

 

بازگشت حاکميت سومريان

اککديان تقريبا سيصد سال بر اريکه قدرت منطقه بين النهرين تکيه زدندو بالاخره در ۲۵۰۰ سال قبل از ميلاد با تسلط مجدد سومريان منقرض شدند.

برخلاف دوره اول تسلط سومريان، اينبار شهرياران سومری با ايلاميان و للوبی ها مدتهای مديدی به جنگ و ستيز برخواستندودر نتيجه اين جنگهادر ۲۱۱۵ قبل از ميلاد ،ايلاميان با غلبه نهايی بر سومريان فرمانروايان بلامنازع منطقه شدند. 

شکست سنگين سومريان باعث شد که ديگر نتوانند در تاريخ قد علم کنند وبه تدريج در بين ملل سامی مستحيل شده و گروهی نيز به آسيای ميانه و منطقه سيبری بازگشتند.

پايتخت سلاله دوم شهرياران سومری لاقاش ونامورترين شهريارش قودئا بوده است .

بعدا در سال ۲۴۵۰ قبل از ميلاد محل پايتختشان از لاقاش به اور منتقل شدو زبان التصاقی سومری بصورت رسمی جايگزين زبان سامی گرديد.

مقتدرترين شاه اين دوره شهرياری موسوم به دونقی بوده است که بارها به خاک ايلاميان و لولوبيها هجوم برده و فتوحات بسياری کرده بود.در تاريخ اذربايجان به اين لشکرکشی ها اشاره خواهيم داشت.

انقراض سومريان:

سومريان ،سالهای آخر حاکميتشان بر ملل تحت انقياد، ستمهای فراوانی رواداشتند. از اين رو وضعيت نظامی خاصی را حاکم کرده بودند و صاحب اردو وارتش وسيعی شدند و نهايتا با اين ارتش به همسايگان از آن جمله به ايلاميان هجوم آوردند و مقاومت ايلاميان وپايداری نظاميشان باعث شد سومريان به دفعات شکستهای سنگينی را متحمل شوند و حتی در يکی از ستيزهايشان شهريار سومريان را اسيرکرده وبه شهر شوش بردند .

در ۲۲۸۰ قبل از ميلاد شاه ايلامی بنام کودورنان شهر اور سومريان را مسخرساخته ،شهر را به تاراج برد و ربه النوعی بنام نه نهرا با خود به شوش حمل کرد،بدين ترتيب خاک سومريان ۶۰ سال قسمتی از حيطه قدرت ايلاميان بشمار می رفت.

در ۲۲۳۹ قبل از ميلاد سلاله های پادشاهی سومری بازگشتند، لاکن اينبار پادشاه مقتدر ايلامی، ريم سين در سال ۲۱۱۵ قبل ازميلاد با شکست نهايی سومريان بر قوام چندین هزار ساله اين شهرياران نقطه پايانی گذاشت.

ايلاميان نيز چون سومريان در اين سالهای جنگ وخون تظلمات زيادی در حق ملل تحت حکومتشان کردند ودر نتيجه اين تظلمات دسته های عظيمی ازساميان بطرف شام و غرب هجرت نمودند و در سالهای بعد، بانيان تمدنهای آشور،يهود،فينيقی ومصر شدند.

متخصصان تاريخ اديان بر اين باورند که حضرت ابراهيم در اين سالها و بواسطه تظلمات ايلاميان از بابل به فلسطين کوچ کردند.

بعداز شکست نهايی در سال ۲۱۱۵ قبل از ميلاد ، بسياری از سومريان به موطن اصليشان يعنی آسيای ميانه بازگشتند و گروهی نيز در ميان اقوام سامی که پر تعداد بودند ادغام شدند.

ادامه مقال در مبحث بعدی با عنوان "درخشش بابل"...

آذربایجانلی



دوشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳۸۳

 

اککديان وساميان

چنان که در مباحث قبلی اشاره شد, پيدايش تمدنهای سومری وايلامی در خاک عراق و خوزستان ,توجه ساميان ساکن غرب  ,جنوب وشمال صحرای عربستان را به خود جلب نموده وبتدريج به منطقه بين النهرين کشاند.

با گذشت زمان ساميان يکی از دو ملت ساکن مابين رودهای دجله وفرات شده وبتدريج صاحبان قدرت ومسند گرديدند, بنحوی که به گواهی تاريخ ۲۸۰۰ سال قبل ازميلادبه آن درجه از قدرت رسيده بودند که اکثريت بسياری از شهرهای سومری و بعضا حاکميت شهر(پاتئسی )را در اختياربگيرند.

در سال يادشده فردی سامی موسوم به"مانيشتو"با استفاده از مسند پاتئسی خود حاکميت سومريان را نقض نموده و سلاله پادشاهی "کيش"را بوجود آورد.

سلاله شاهی مذکور بارها بر عليه دولت ايلام اعلام جنگ کرده و به خاک آذربايجان آن عصر حمله نمود.(که شرح کامل آن را در فصل تاريخ قديم آذربايجان ملاحظه خواهيدفرمود).

اککديان سامی نژاد قريب به ۳۰۰ سال در منطقه حکم داری کرده وخدمات ارزنده ای به ملت سامی نموده واهتمام وافری برای از رسميت انداختن زبان سومری و فزون کردن اهميت زبانشان بکاربردندکه شرح خدمات آنها به ملتشان در تاریخ مضبوط است.

علی پاشا صالح در اثرش بنام "حقوق تاريخی"در باره حاکميت اککديان در اين دوره چنين مينويسد:

"در خاک شمال عراق کنونی ودر حوالی بغداد, خلقی سامی نژادموسوم به اککد می زيست که تقريبا ۵۰۰۰سال قبل درنزاع با سومريان توفق يافته ,در دوره حکومت نامورترين پادشاهشان بنام"سارگون"سيطره تسلط خودرا از کرمانشاهان تا شام ودريای مديترانه گشترش دادند.

اککديان ۳۰۰ سال در مسند باقی ماندند ,وبا گذشت زمان سومريان مجددا قدرت را به قبضه درآورده و شهر"لاقاش" راپايتخت خودقراردادند.زبان سومری التصاقی را مجددا بجای زبان اککدی سامی رسميت دادند."

شهرياران کيش با شاهنشاهان ايلام به جنگ پرداخته وشاه ايلام را به اککد, اسارت بردند ومدتهای مديدی ايلام را خراجگزار اککد کردند.

با فرمان سارگون قوانين موجود به زبان سومری به زبان اککدی ترجمه شد و در معبد شهر"ائرخ"نگهداری گرديدکه در اعصار بعدی "آسور بانیپال" با تهيه نسخه ای از آنها قوانين مزبوررا به سرزمين آشور برد وبدين ترتيب اين قوانين تا کنون باقی ماندند.

از سنگ نبشته های کشف شده توسط دمرگان چنين برمی آيدکه يکی از شهرياران اککدی بنام "نارام سين"به خاک لوللوبيان در آذربايجان کنونی حمله کرده بوده است.

در صفحات بعدخواهيم ديد که سلاله دوم شهرياران اککدی شهر ائرخ را پايتخت خود ساختند و در همين عصر در نزاع بين يکی از خلقهای ساکن آذربايجان بنام "قوتتيان"مغلوب شده و بابل را مسخرساختند ودر آن به حکمرانی پرداختند.(در فصل مربوط به تاريخ قديم آذربايجان خواهيم ديد.)

ادامه مبحث با عنوان "بازگشت حاکميت سومريان" در مقال بعد....

آذربایجانلی



یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸۳

 

ارمغانهای مدنی وعلمی سومريان به تمدن بشری:

چنانچه اشاره شدسومريان خدمات شايانی به بشريت کرده اند وارمغانهای ذی قيمتی در ابعاد فرهنگی وعلمی تقديم تمدن بشری نمودند که ميتوان بشرح ذيل برشمرد:

۱- وضع قانون واداره جامعه بر اساس موازين قانونی.

۲- اختراع خط ميخی ونگاشت زبان شفاهی براساس خط مذکور.

۳- تمام شاخه های مختلف علمی وصنعتی از سومريان آغازگرديده و در ميان ملل ديگر انتشار يافت و نسل به نسل بر غنای آن افزوده شده و به اين درجه از توسعه نايل آمد. با گذشت زمان و عمق يافتن تحقيقات علمی تاريخی به تدريج بر همگان آشکارمی شود که يونانيان ومصريان باستان مبنای طب , هيئت و علوم مختلف ديگر را از سومريان به ارث برده اند.(حقوق تاريخی - علی پاشا .ص ۹۱).

۴- تقسيم روز به ۲۴ ساعت ,هرساعت به ۶۰ دقيقه و هر دقيقه به ۶۰ ثانيه يادگارسومريان است.

۵- تقسيم دايره به ۳۶۰ درجه حقيقتی علمی است که در زمان سومريان مرسوم شد.

۶-کشف آلومينيم واستفاده گسترده درصنايع مانند اکتشاف بسياری از فلزات ديگر جزء مفاخر بشرقرن بيستم است, آلومينيم يکی از فلزات پايدار ويکی ازکم خطر ترين فلزات برای حيات بشری است و اکنون در ابعاد مختلف تمدن بشری تنيده شده است ,دانشمندان معتقدند که در گذشته نه چندان دور بشر موفق به استخراج اين ماده با روش گالوانيزاسيون از مواد بخصوصی شده بود ,نقطه حيرت آور اينجاست که " براساس حفاری های اخير در يکی ازقبور چينی متعلق به۲۰۰۰سال پيش اشيايی فلزی از جنس آلومينيم يافته شده است , منطقا قبول اين واقعيت عجيب است زيرا آلومينيم بعد از کشف روش گالوانيزاسيون استخراج شده است "(اولجاس سليمان .آزی يا.استانبول ۱۹۹۲- ص ۱۷۹).

 دانشمندان که درقبول اين واقعيت متعلق به سرزمين چين دچار ترديد بودند با کمال حيرت دريافتند که نه تنها در چين دو هزارسال قبل بلکه در سرزمين سومريان متعلق به ۵۰۰۰ سال قبل روش گالوانيزاسيون کاملا شناخته شده بوده و آلومينيم مستحيل شده است.

اولجاس سليمان در ادامه مطلب منويسد:"بدين ترتيب با مناعت طبع بايد بپذيريم روش استحاله آلومينيم متعلق به سومريان می باشد يعنی پنج هزار سال قبل از کشف روش گالوانيزاسيون اين روش در تمدن سومری کاملا شناخته شده بوده است"(اولجاس سليمان .آزی يا.استانبول ۱۹۹۲- ص ۱۷۹).

ادامه بحث با عنوان "اککديان وساميان" درمقال بعد...

آذربایجانلی



چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸۳

 

 

خط سومريان:

پيروحفاريها و کنکاشهايی که از سوی باستان شناسان اروپايی و آمريکايی در شهرهای بابل,شوش,اور,نيب پور و شهرهای ديگر سومريان وايلاميان بعمل آمد, حکاکی های گل نبشته ها و لوحه های سنگی واستوانه های بيشماريافته شده در نواحی مذکور که اکنون در موزه های سراسر جهان نگهداری ميشوند حکايت از وجودنوع خاصی از خط اختراع بشرموسوم به خط ميخی در ميان جامعه سومری دارد.

سومريان و ايلاميان قبل از اختراع خط ميخی از نوع ديگری از الفبای نگارش شبيه هيروگليف استفاده می کردند که براساس مستندات تاريخی دوره اين نوع خط نگارش بسيار کوتاه بوده و با تحول به خط ميخی کاملا از بين رفته است.

کتيبه ها ولوحه هاحکايت از آن دارد که سومريان مخترعان خط ميخی بودند واين خط اعصارمتمادی بعنوان خط نگارش ملل منطقه مورد استفاده قرار می گرفته است حتی داريوش اول با فاصله زمانی چندين هزارساله از سومريان وايلاميان سنگ نوشته های خودرا به سه زبان ازجمله ايلامی واککدی وبا خط ميخی نگاشته است.

الفبای ميخی که حاصل بالندگی تمدن سومری بوده است بعنوان ابزارنگاشت, برای چندين هزارسال حافظه تمدن بشری بسوی رشدوتعالی و شکوفايی بوده است .

ادامه بحث با عنوان "ارمغانهای مدنی سومريان به تمدن بشری" درمقال بعد...

 

آذربایجانلی



یکشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸۳

 

سومريان اولين خالقان قانون درتاريخ بشريت:

چنانکه قبلاگفتيم تقريبا تمام متخصيصين تاريخ بر اساس اسناد ومدارک تاريخی کشف شده تا امروز بر اين مطلب اتفاق نظر دارند که سومريان قديمی ترين قوانين تاريخ را وضع و اجرا کرده اند.و قانون حمورابی ملحم از قوانين سومری بوده است .علی پاشا صالح در اين باره چنين می نويسد:

(مجموعه قوانين حمورابی بدنبال از بين رفتن تمدن سومری و از روی قوانين مکتوب آنان نوشته شده است زيرا که مطابقت قوانين حمورابی و قوانين وضع شده از سوی"دونگی"پادشاه "اور"شباهت عجيب وغير قابل انکاری را نشان می دهد.سلاله های پادشاهی سومری موسوم به "نيسابا"و"هانی"و"ايسئن"نيز از واضعان قانون بوده اند )-حقوق تاريخی ص ۸۳و۸۴

علی پاشاصالح اززبان تاريخدانان اروپايی چنين می نگارد:

(سومريان اولين ملت متمدنی بودند که شهرنشينی اختيار کردند و بلحاظ اجتماعی اولين گروه بشريتند که به قانون گردن نهادندکه شاهد اين مدعا اسناد ومدارک کشف شده مربوط به آن اعصار ازمنطقه ازجمله سندمعاملات املاک بين سومريان است می باشد)-حقوق تاريخی ص ۹۱و۹۲

اسناد بجای مانده ازسومريان بيانگر اينست که نه تنها مجموعه قوانين تاريخی بسيارقديمی در آن زمان بين سومريان حاکم بوده بلکه به مرورزمان و براساس احتياج دست به خلق و تطور قوانين ميزدند.)- حقوق تاريخی ص ۹۲

برای مثال کتيبه هايی ازشهريار شهر "لاگاش"که موسوم به "اوروکاجينا"بوده (۲۶۰۰ قبل ازميلاد) بدست آمده است که نشان ميدهد اين شاه قوانينی از ازمنه قبل را به نفع حمايت از مظلومان درمقابل مامورين دولتی و روحانيون طمعکارکه عادت به رشوه گيری داشته اند تغييرداده است .

سند ديگری که تاريخ آن به ۲۴۰۰ سال قبل از ميلاد برمی گرددمبين اين است که در شهر لاگاش محکمه ای که حکم ناحق جهت مصادره اموال يک نفر سومری صادر کرده بود به تعطيلی کشانده شده است.

 اسناد وکتيبه های بدست آمده ازشهرياران نسل سوم شهر "اور"(۲۲۰۰ قبل از ميلاد)بروشنی قوانين مربوط به معامله, وراثت ,هبه وطلاق را نشان می دهد.

مجموعه قوانينی موسوم به "آناايتی شو"مربوط به دوره های بعدی,بروشنی مناسبات خانوادگی وروابط بين فرزند وپدرومادر را بيان می کند که شامل ۷ قانون کامل درمورد قول نيزاست.

قوانينی مشتمل بر ۲۵ ماده متعلق به ۲۰۰۰ قبل از ميلاد از سومريان بدست آمده  که ۶ ماده آن مربوط به روابط خانوادگی است که ۳ ماده آن تقريبا همان قوانين حمورابی می باشد و بقيه مواد قوانين به مناسبات پدر ومادر با فرزند خوانده ,مجازات اذيت خانم های باردار,صدمه رساندن احشام به مزروعات ,نحوه نگهداری وقوانين باغداری,قوانين مربوط به قشون و مجازات تهمت مربوط است.(حقوق تاريخی-ص ۹۳)

بر اساس تحقيقات باستان شناسان اروپايی قوانين سومری دست مايه قوانين حمورابی بوده است و بعنوان ريشه بلامنازع قوانين حمورابی ارزيابی ميشود.

لازم به ذکر است حمورابی از قوانين مربوط به اککديان نيز جهت تدوين قوانينش سود جسته بود,ازجمله به مجموعه قوانينی موسوم به "ائشنوننا"ميتوان اشاره کردکه دوعصرقبل از ايشان (۱۹۳۰ قبل از ميلاد)در منطقه ای مابين تمدن اککد وعيلام جهت شهری پايتخت مانند در۵۹ فصل تدوين واجرا شده بود که تقريبا سه چهارم قوانين حمورابی از اين مجموعه قوانين اقتباس گرديده است.

به مجموعه ديگری از قوانين قبل ازحمورابی ميتوان اشاره داشت که مربوط به پادشاهی "اورناممو"(۲۰۵۰قبل ازميلاد)از سلاله های سومرــاککد بوده است .

اساسا محقق شده است که حمورابی با مبنا قراردادن قوانين سومری وسومری - اککدی وقسما اککدی با جمع بندی و خلاصه سازی اين قوانين در اعصار بعد اقدام به خلق قوانين حمورابی در بابل نمود.

بدين ترتيب ميتوان سومريان را صاحبان اولين قوانين بشری دانست که مانند ابعاد ديگر تمدن تاثيری عميق وژرف در ملل همسايه و جهان در اعصار بعد نهاده است.شهر بابل در مرکز بين النهرين بدليل موقعيت استراتژيکی اش باتمدنهای مصر باستان از غرب و هندوستان از شرق و آسيای ميانه از سوی شمال ارتباط داشته است ودر ازمنه دورمرکز ثقل تجارت و مراودات جهانی و ارتباط ملل بوده است. تجار بابل با وضع قوانين تجارت به اقصی نقاط جهان سفرنموده وبا خود اين قوانين را تسری دادندو بدين ترتيب  اين سوغات پربها يعنی قانون مداری سومری را به ملل دنيا هديه نمودند به همين دليل تاریخ شناسان وحقوق دانان به نقش سومريان در تطور تاريخ تمدن وحقوق نقش بسيار ويژه وبرجسته ای قائلند.

ادامه بحث با عنوان “خط سومری”درمقال بعد...

آذربایجانلی



شنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸۳

 

سومريان بانيان اولين تمدن عالي بشري

تا قرن بيستم تصور براين بود که مصريان و يونانيان بنيانگزاران اولين تمدنهای بشری بودند.با مکشوفات وپژوهشها و تحقيقاتی که اوايل قرن بيستم صورت گرفت عکس اين مطلب به اثبات رسيدو ديگر بر اساس مستندات متين وبصورت قطعی محرز شده است که نه تنها تمدن مصر باستان اولين تمدن بشری نيست بلکه نتيجه مستقيم تمدن عالی سومری است.

با ستان شناس شهير آمريکايی پرفسور woolley که در صدر هيئت حفاری از طرف دانشگاه پنسيلوانيا وموزه بريتانيا ماموريت کنکاش و پژوهش در شهر "اور"را يافته بودبصورت قطعی و علمی در کتابی که بعدا  تاليف کرد چنين نگاشت: تمدن سومری ۲۰۰۰سال قبل از تمدن مصر بوجود آمده و فرضيه نخستين تمدن بشری در مصر کاملا مردود می باشد.سومريان ۳۵۰۰ سال قبل از ميلاد وارد مراحل عالی تمدن بشری شده اند و الگويی کامل برای تمدنهای مصر,آشور,آسيای صغير,کرت ويونان شده اند.(حقوق تاريخی ـ علی پاشا ـ ص۹۱).

 نه تنها تمدن مصر ويونان وام دار تمدن سومری است بلکه همانطور که متعاقبا خواهيم ديد,نگاشت قانون با تمدن عالی سومری آغاز شده است بطوری که قانون مشهور حمورابی چکيده ای بيش از قوانين موضوعه سومری نيست.

با اصل علمی اثبات شده هيئت حفاران آمريکايی مبنی بر اينکه تمدنهای مصر و يونان و خاور ميانه منتج از تمدن سومری است حال اين سوال مطرح می شود ,چگونه واز چه طريقی تمدن سومرـ ايلام ـ بابل به مصر باستان راه يافته است؟

 تمدن سومری که قريب به ۴۰۰۰ سال قبل از ميلاد در شرف تکوين بود با شهرهای آباد ومردمان ثروتمندش بتدريج توجه ساميان واقع در جنوب(نزديک به صحرای عربستان)جنوب غرب و شمال اين تمدن را  به خود جلب کردبنحوی که در برهه ای اززمان رقابتها با تسلط اکديان سامی نيز همراه بوده است ليکن نتيجه مستقيم اين رقابت اين بودکه سومريان با تسلط همه جانبه ای که داشتند شروع به ظلم کردن به ملتهای سامی نمودند, بوجودآمدن نابرابری ها از سوی تمدن ايلام نيز به ساميان به معرصه ظهوررسيد.بر اساس مستندات تاريخی تظلم ها و رقابتها در عصر غلبه ايلاميان بر سومريان و اکديان به اوج خودرسيد.

دسته های مهاجر بزرگی از ساميان برای رهايی از پنجه های نابرابری و ظلم روی به سوی شرق مديترانه و فلسطين و غرب صحرای عربستان(يمن قديم ـ م) نهادند,ساميان مهاجر تمدن سومری و پايه های اين تمدن را به اراضی جديد بردند و با بوميان مناطق مذکور به اشتراک گذاشتند.

ساميان مهاجری که از بابل به شمال مهاجرت کرده بودنددر نزديکی شهر موصل کنونی تمدنی نظامی وحربی بسيار غدار و خون ريزی به مرکزيت نينوا بنام آشوررا پايه ريزی کردندو آشوريان پايه گزار تمدنی در شرق دريای مديترانه بنام فينيقيان شدند ودر جنوب تمدن فينيقی در اراضی موسوم به فلسطين مهاجران سامی با خلق اسراييل تمدن ومدنيت يهودی را بوجود آوردند .

دسته ای از مهاجران سامی که از ظلم وستم ايلاميان-سومريان به ستوه آمده ودر اراضی صحرای سينا رحل اقامت افکنده بودند در فصول بعدی تاريخ با گذشتن از صحرای سينا درسرزمين پر نعمت نيل اقامت گزيدند و سلاله های فرعونيان و تمدن مصری را بوجود آوردند.

در اينکه مصريان اساس موجوديت تمدنشان را از سومريان گرفته اند, باستان شناسان قول واثق دارندوشبه ای در آن نيست ليکن گروهی از متخصيين تاريخ باستان بر اين باورند که تمدن يونان و روم نيزنتيجه منطقی تمدن سومری است ,باستان شناس ومتخصص تاريخ تمدنهای باستان"لوپووانت"دراين باره چنين می نويسد:

(گروهی از ساميان مهاجر که تقريبآ ۱۸۰۰ـ۱۷۰۰ قبل از ميلاد مجبور به مهاجرت از منطقه سومريان و ايلامی ها شده و در منطقه فلسطين مصر اقامت گزيدنداين اقوام نيز مانند ساير طوايف آن اعصار بت پرست بوده و بصورت کوچ نشين می زيستندکه بعدا قوانين تمدن يهود و عبری را بواسطه کتاب تورات نگاشته و ضبط کردند و سرکرده شان ابراهیم خليل بوده است که دو دوره قبل از حمورابی در کلده می زيسته است.

درهمان دوره دو قوم موسوم به "ائتروسک"و"سيکول"به غرب مهاجرت کردندو ساکنان اوليه ايتاليای مرکزی ائتروسکها بودند ,که سنگ بنای بسياری ازشهرها را گذاشته ودر سواحل دريای اژه موسس, مدنيت غرب شدند.وسيکولها نيز در جنوب ايتالياوسيسيل قرارگرفتند.

فينيقيان سامی نژاد وعبری در سرتاسر سواحل شمالی وشرقی مديترانه به تجارت ومکاشفه وسياحت پرداختند وموفق به ايجاد يک نوع الفبا شدند که يونانيان از آن استفاده می کردند .

قوم ديگری که موفق به خلق تمدن بسياردرخشانی در منطقه مذکور شد کئرت ها بودند که طول سيادتشان ۳۰۰۰-۱۴۰۰ قبل از ميلاد قوام داشت.)

آذربایجانلی



یکشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٢

 

تصورات ديني سومريان-صفحه۴۱و۴۲کتاب

 

باستانشناسان ،براين باورند كه سومريان بت پرست بوده اند.مردمان آن اعصار مانند ايلاميان ،هورييان،كاسسي ها،اورارتوهاو... همه بت می پرستيدندويکتاپرستي هنوز موضوعيت نيافته و مطرح نبود.ذكر اين نكته لازم است كه بت پرستي سومريان با نوع بت پرستي اكديان وآشوريان فرق اساسی داشته است.

 اعتقادات ديني سومريان و ايلاميان وخلقهاي آسياني از يكسوي يادآور اعتقادات شامانيستي اجدادترك آسيايي شان و از سوي ديگر احتمالا ،پايه تصورات زرتشتي است كه در اعصار بعد در آذربايجان پديد آمد.گويي اديان مذكوررا خلقهايي كه قرابت نژادي داشته اندآفريده اند.

هركدام از شهرهاي سومري خدايي(ربه النوعي) متفاوت داشته است كه از اين لحاظ شباهت بلامنازعي با وضعيت هزاره اول قبل از ميلاد آذربايجان كه زمان حكومت ماننا ها و قبل از تشكيل فدراسيون ماد است دارد.

كه در فصل تاريخ قديم آذربايجان به تفضيل به اين موضوع خواهيم پرداخت.

علاوه بر خدايگان مجزايي كه مختص هر شهر سومري بوده است سه ربه النوع مشترك نيزداشته اند:

1-      آنو – فرمانرواي آسمانها

2-      بئل – خداي زمين

3-      اآ – خداي دره عميق

خدايان مذكور الهه روح هاي پاك ونجيب بودند وسومريان براي در امان ماندن از ارواح خبيث ،عفريت و ديو قرباني نموده و نذرونيازمي كردند.به بيان ديگر ايشان به مثابه تعليمات دين زرتشت به دونيروي خير وشر اعتقادداشتند،آنها به روح وغلبه نهايي خير برشر اعتقادداشته و براي در امان ماندن از شر قرباني مي كردند. بعضي از خدايان داراي زوجه بودند وبسياري از ربه النوعها نيز داراي پدري از جنس خدا بودند.

از نظر سومريان،خداوندان نيز چون انسان داراي غضب،شهوت،سنگ دلي،عشق،نفرت وساير صفات بودندومانند روحانيان زرتشتي خادمان ديني سومري نيز ارج وقرب فراواني درتوده هاي مردم داشتند.

سومريان اعتقادداشتندكه خدايان نيز چون شاهان زندگي توام با رفاه و آسايش دارندبه اين دليل عبادتگاهايشان را مزين به اشياء قيمتي و جواهرات ووسايل زينتي مي كردندكه شباهتي تام با آتشكده هاي زرتشتي داشته است.

آنان بزرگ شهررا “پاتئسي” مي ناميدندواعتقادداشتند كه او به نيابت از خدايان به رتق وفتق امور شهر مي پردازد.

قبل از ايجاد امپراطوري ماد در خاك كنوني آذربايجان در زمان مانناها وضعيتي مشابه در آن منطقه حاكم بوده است ودر شاهنشاهي هاي كوچك ماننايي، فردي بالاي هرم قدرت بوده است كه علاوه بر قدرت سياسي دولت شهر، مانند پاتئسي رهبر ديني خلق و فرمانده ارتش نيز محسوب ميشده است.

چنانچه ملاحظه فرموديد ميان تصورات ديني وشيوه حكومتي سومريان و مانناهاي معاصرشان كه در خاك آذربايجان كنوني ميزيستند قرابت بسياري است از سوي ديگر شباهتهاي غيرقابل انكاري با اعتقادات مذهبي وسيستم اداري وديواني زرتشتي و سومريان ومانناها وجوددارد.

بدين ترتيب بدليل تفاوت عمده خلقهاي همسايه با اين ملل، ميتوان ادعاي هم نژاد بودن آنها را ادعا نمود.

 

ادامه بحث با عنوان “سومريان بانيان اولين تمدن عالي بشري”درمقال بعد...

 

آذربایجانلی



سه‌شنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٢

 

اصل ومنشاء سومريان- صفحه ۴۰کتاب

 

چنانجه در بالا اشاره شد،سومريان و ملل متاخرآنها چون عيلاميان ،تقريبا چهارهزارسال قبل يكي بعدازديگري ازطريق قفقازبا گذراز خاك آذربايجان وارد خاك كنوني عراق و خوزستان شده ، تمدنهاي باشكوهي كه تاريخ بشر تابدان روز برخود نديده بودرا بنا نهادند.

سوال اساسي اينست كه آيا ورودسومريان وايلاميان از آسياي ميانه ،سرزمين مادري تركان، به جلگه خوزستان وجنوب عراق برچه مبنايي از مستندات تاريخي استواراست؟

بررسي ها وتحقيقات علمي عموم تاريخدانان از ازمنه قديم تا عصر حاضر مبين اين مطلب است كه سومريان ودر تعاقب آنهاعيلاميان با مهاجرت عظيمشان ازآسياي ميانه وگذراز خاك قفقازوآذربايجان درجنوب عراق ، خوزستان كنوني، خاك لرستان وطرفين زاگرس سكني گزيدند.

اشياي يافته شده متعلق به اين دو ملت در مناطق يادشده قرابت ويكساني غيرقابل اغماضي با اشياء يافته شده متعلق به همان اعصار در اطراف عشق آباد وشمال خراسان ،نيز مناطق نزديك آسياي ميانه در غربي ترين نقطه اش دارد.

كنكاشها وبررسي هاي باستان شناسي، هنرهاي منقوش بر اشياءو نوع ساخت اشياء، متخصصان امررا بطور قطع براينكه منشاء اين ملل با آسياي ميانه ارتباط دارد متقاعد ساخته است.

حسن پيرنيا درآنجا كه درمورداصل ومنشاء سومريان وعيلاميان بحث مي كندبا بيان نظرات مختلف درمورد اين ملل چنين مي نگارد:

” ...لاكن اكنون براين باورندكه ،قبل از ورود فرزندان سام(ساميان .م) به اينجا(بين النهرين.م)،سومريان خاك ساحلي شمال خليج فارس رابه تصرف خوددرآورده بودند(نظريه سومر شناس معروف كينگ .م).درمورد منشاء اكديان وسومريان لازم است ذكرشودبخاطر يافته شدن اشيائي چون سفال، ظروف سنگي،سلاحهاي مسي ومواردبسيارديگر نزديك عشق آباد(تپه كورنگ.م)،استرآباد(كورگان آنو.م)ودره گز كه شباهت غيرقابل انكاري در شيوه ساخت با نوع اشياء ايلامي داردنيز گلدان طلايي كه نقش قيافه سومري برآن نقش بسته است ،بسياري بر اين باورندكه ارتباط غيرقابل انكاري بين تمدن عيلامي و شمال خزر(منظور آسياي ميانه.م)وجودداردوشايد سومريان ازشمال به ساحل غربي خليج فارس و جلگه بابل واردشده اند.

به هرحال با تحقيقات وكندوكاوي كه باستان شناسان آمريكايي در يكي از شهرهاي منسوب به سومريان بنام “نيب پور”داشته اند سياهه سلاله هاي پادشاهي سومريان بدست آمد كه موجوديت بلامنازع سومريان را تا سه هزارسال قبل ازميلاد تاييدنمود،بنحوي كه بابل به عنوان مركز مدنيت سومري شناخته شد.”)پيرنيا ج1،ص113-114)

عين اين مطالب دركتاب حقوق تاريخي علي پاشا صالح نقل شده است.(حقوق تاريخ،علي پاشا،ص90)

اكثر متخصصين سومرشناس اروپايي به اين مطلب كه منشاء سومريان به احتمال زياد از آسياي ميانه است صحه مي گذارند.

مولفان حقوق تاريخي دانشكده هاميلتون Hamilton بطوربسيار صريحي براينكه سومريان غيرسامي بوده واز اقوام منسوب به آسياي ميانه هستند اذعان دارند.(حقوق تاريخي ،علي پاشا ،ص 96).

براساس كتابهاي كهن مكتوب بني اسرائيل شهر بابل قديمي ترين سرزميني است كه بشر برآن زيسته وتمدن آفريده است.

 

ادامه بحث با عنوان “ تصورات ديني سومريان”درمقال بعد...

آذربایجانلی



 
مباحث مطرح شده قبلي رابصورت موضوعي، ازليست ذيل انتخاب كنيد

Azərbaycan Federal
tarikh dirin turkan iran
azerbyjan turkjaci
birlik
cogur
barish
azadtribun



وارلیغیمیز ‘ کیملیگیمیز ‘ یولوموز
آذرتورک
وطنداش
آذربايجان باغلانتلاری
دورنا
تورک خاتون
اویانیش
سوزوموز
مدافعان حقوق آذربايجان
آسمك
سايت تريبون
ترانه هاي تركي
دوشونجه لر
آموزش زبان ترکی آذربایجانی
تانیش
 

ايران تورك دؤولتلرى-دولتهاى تركى ايران

دولتهاى تركى پيش از اسلام
دولت تركى خزرها
دولت تركى يابغوهاى اوغوز
دولتهاى تركى مسلمان
قراخانيان-ايليق خانلىلار
غزنويان-سبك تكينى
خوارزمشاهيان-انوش تكينى
سلجوقيان بزرگ
سلجوقيان خراسان
سلجوقيان كرمان
سالغوريان فارس
سلجوقيان سوريه
دولتهاى تركى اتابكان
اتابكان اربيل-بگ تكينىلر
اتابكان شام-بورىلر
اتابكان موصل-زنگىلر
قوتلوق خانيان كرمان-اينجويىها
خانات و خاقانات تركى
امپراتورى ترك-مغول
تيموريان- هلاكويىها
ايلدگزها
ايلخانيان-جلايريان
چوپانىها، اتابكان يزد، قارت ها و تغاتيموريان
قاراقويونلوها-بارانلو
آغ قويونلوها -بايندرى
امپراطورى تركى-آذ رى صفوى-قزلباشى
دولت تركى-آذ رى افشارى
دولت تركى-آذ رى قاجار



TIMELINE OF AZERI TURKS HISTORY
خانات تركى:تبريز، اورميه، اردبيل، ماكو، خوى، قاراداغ، سراب،مراغه
خانات تركى:نخجوان، ايروان، گنجه، قوبا، ايلىسو، جواد، قاراباغ، شكى، ساليان، شيروان، تالش، قوتقاشن، شمشه ديل، باكو


سكه هاى دولتهاى تركى و آذربايجانى

غزنوى، سلجوقى، خارزمشاهى
سلاجقه روم
خانات مغول
ايلخانى، تيمورى، آغ قويونلو، قاراقويونلو
آرتوقلولار
سالتوقلولار
زنگىلر
ايلخانى
صفوى
افشار
قاجار


زيرگروههاى تركهاى آذرى-آذرى توركلرى آلت گروپلارى

تركهاى كميجان-آذربايجان
تركهاى آستارا-آذربايجان
قزوين-آذربايجان
سنقر
نجم آباد ساوجبلاغ-آذربايجان
همدان- آذربايجان

خراسان- بجنورد
تركهاى درگز-خراسان
زبان تركهاى خراسان
تركهاى فريدن
قشقايى، گرايلى و قارايى
تركهاى گرمسار-سمنان



تركهاى آذرى گرجستان- بورچالى
تركهاى آذرى كركوك-عراق
تركهاى آذرى-عراق
تركهاى آذرىعراق-يو.ان.پى.او
سايت خبرى جبهه تركمنى عراق
سايت تركهاى آذرى عراق-توركمان ائلى
تركهاى آذرى-افغانستان
تركهاى آذرى-سوريه
تركهاى آذرى سوريه-بايير بوجاق افشارلارى

طوائف تاريخى تركى

طوائف ترك بنيادگزار امپراتورى صفوى
افشارها
بياتها
بيگدلىها




تركهاى خلج-ايران
سايت تركهاى قزاق-ايران
تركهاى قزاق ايران-مقاله
تركهاى تركمن ايران-به فارسى
تركهاى تركمن ايران- به تركمنى
وبلاگ تركمنى:فراغى
نشريات دانشجويى تركمنى-ايران
پايگاه دانشجويان و دانش آموختگان تركمن





ديل و ادبيات-زبان و ادبيات

الفباها-خطهاى تركى باستان
خط اورخون
مجموعه كامل متون تركى باستان و قديم
زبان و ادبيات تركى باستان
ادبيات تركى-پيش از اسلام
سنگ نوشته هاى اورخون- به خط رونيك
سنگ نوشته هاى گؤك تورك
سنگ نوشته هاى يئنى سئى
سنگ نوشته هاى جاودانى-بنگو داشلارى
قوتادقو بيليگ
ديوان لغات الترك
رابطه زبانهاى سومرى و تركى
زبانهاى اورال-آلتائيك
زبان و لهجه هاى تركى
Altaic Epic
Turkish Mythologies

توركجه شئعر

واژه نامه انگليسى به تركى آذرى آنلاين
واژه نامه مفصل انگليسى- تركى آنلاين
Learn Azeri Turkish
فونت تركى آذرى-لاتينى
مصوبات سمينار اورتوگرافى تركى-تهران
الفباى لاتينى تركى آذرى
آموزش الفباى تركى آذربايجانى
آموزش زبان تركمنى
گوگل-تركى آذرى




وبلاگها


ناصرپورپيرار